ابو القاسم سلطانى
350
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( * ) - پزشكان بعدى از مصرف گياه در كفگيرك ، چرك گوش ، آلرژى ، ورم بيضه و كهير نامى به ميان نياوردهاند ( 1 * ) - جامع مفردات ، ابن بيطار - ج 3 ( 2 * ) - كتاب مقدس ، عهد عتيق ، كتاب اشعياء نبى باب 28 ص 1040 و كتاب سفر خروج باب شانزدهم ص 110 ( 3 * ) - تت دياسقوريدوس ، م 3 - ص 268 ش 59 ( 4 * ) - تت الحاوى ج 21 ص 336 و جامع مفردات ابن بيطار به نقل قول از رازى ، ج 4 ( 5 * ) - كاليوى ، كاليو . . . به معنى نادان و ابله و سرگشته گيج و حيران ، و سراسيمه و بيهوش و ديوانه مزاج باشد . . . ( برهان قاطع ) ( 6 * ) - از الابنيه عن حق يق الادويه ، ص 266 ( 7 * ) - از هدايه المتعلمين ( 8 * ) - اصل : ضربان العين ( 9 * ) - تت قانون عب ص 348 ( 10 * ) - از تحفه حكيم مومن ، 222 ( 11 * ) - از مخزن الادويه ص 481 ( 12 * ) - از فروغ ناصرى ( 13 * ) - شليمر 157 ، هوپر 106 Code - 1770 سنفاطن بطراون Coris monspeliensis L . گياهى است از خانواده Primulaceae داراى شاخههاى زياد ، قاعده تنه چوبى ، سخت و خشك ، و بنا بر قول قدما انتهاى سرشاخهها كوچك و شبيه حاشا Thymus capitata ، برگها باريك مانند برگ رازيانه ، خوشبو و طعم آن تقريبا شيرين ، گلها درشت به رنگ گلى مايل به آبى ، محل رويش گياه زمينهاى ماسهاى ساحل جنوب اروپا ، و قسمت قابل مصرف برگ و سرشاخههاى گياه مىباشد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : ديوسكوريد گياه را Symphyton petraion ناميده است . واژه Symphyton به اشكال مختلف سنفاطن ( حنين ) ، سقومطرون ( رازى ) ، سومقوطون ( ابن سينا ) ، سمقوطن ( ابن بيطار و پزشكان بعد از وى ) معرب شده است و واژه Petraion كه به يونانى به معنى صخره مىباشد به بطراون ، صخرى و جبلى برگردان شده است . از نظر پزشكان سنتى Symphyton دو نوع است يكى صخرى كه گياه مورد بحث مىباشد و ديگرى غير صخرى يا سهلى كه در حقيقت سمفيطون واقعى است و آن Symphytum officinale L . مىباشد . اين